خاطره ای از زلزله ۶۹ رودبار منجیل در چهلم زلزله سر پل ذهاب

۱۰ سالم بود . امتحانای ثلث سوم رو داده بودم و با خیال راحت در حال تجربه اولین جام جهانی عمرم بودم (جام جهانی ۹۰ ایتالیا). ساعت ۱۲ شب من و خواهر بزرگم که اون موقع دانشجوی سال ۵ پزشکی بود و دختر داییم که دو سال ازم بزرگتر بود پای تلویزیون در حال تماشای بازی برزیل اسکاتلند بودیم، با تلویزیونهای سیاه سفید توشیبای ۱۴ اینچ دور قرمز. از همونا که وقتی تصویرو خوب پخش نمیکرد میزدیم تو سرش کیفیت بهتر میشد. ناگهان لرزش زمین شروع شد و چه لرزیدنی!!!! بلافاصله برق رفت.

آنچنان تکان زمین شدید بود که بلند شدن از پای تلویزیون و رفتن به سمت محل امن فرضی ممکن نبود. خواهرم به سختی به دیوار تکیه داده بود برای اینکه تعادلش رو از دست نده و نیفته و ما رو به سمت خودش میکشید ولی اصلا امکان قدم از قدم برداشتن نبود. فاصله امن مفروض در خونه تا اونجایی که به دیوار تکیه داده بودیم حداکثر ۶ یا ۷ قدم بود اما حرکت ممکن نبود.

اون چیزی که از ۳۰ یا ۴۰ ثانیه لرزش شدید زمین به خاطر دارم تاریکی محض، صدای باز و بسته شدن در کابینت های آشپزخونه و شکستن ظروف به طور همزمان بود در عین حال ما در رشت با فاصله ۱۰۰ کیلومتری از مرکز زلزله و در خونه ای ۲ طبقه که در طبقه همکف بودیم بر اثر شدت تکان های زمین امکان حرکت کردن نداشتیم. حالا اینکه در رودبار مردم چه خاطراتی از زلزله دارن والله اعلم… . خونه ما مثل بسیاری از خونه های اون موقع دیوار باربر ۳۰ سانتی بود. هنوز آپارتمان سازی در رشت به طور گسترده شروع نشده بود. بعدها بزرگ شدم و عمران خوندم و فهمیدم به این نوع حرکت زمین که من اون شب تجربه کردم rocking vibration (ارتعاش گهواره ای) میگن و فهمیدم بین بزرگای زلزله و مدت زمان بروز لرزش (duration) ناشی از زلزله ارتباط مستقیم وجود داره به طوریکه برای زلزله با بزرگای ۵/۷ ریشتر توقع زلزله ای داریم که ۳۰ تا ۳۵ ثانیه طول بکشه.

بعد از چند دقیقه از پایان زلزله و در حالی که در محل امن فرضی سنگر گرفته بودیم از توی خیابون فریادی شنیدیم مبنی بر اینکه (بیاین بیرون، بیاین بیرون). جای تعجب داشت! مگه باید میومدیم بیرون! واقعا؟ رفتیم بیرون از خونه. انصافا خیابون خلوت بود و هنوز مردم همه داخل خونه بودن. اما چرا بعد از ۵ دقیقه بعد از زلزله مردم نیومده بودن بیرون؟

۲ سال قبل جنگ تموم شده بود. اونچه که مردم طی چندین سال تجربه کرده بودن حملات هوایی نظامی بود و همه در خونه خودشون یک جای امنی در نظر گرفته بودن و موقع خطر به اون پناه میبردن ……..

خاطرم هست پدر و مادر در زمان جنگ تاکید داشتن اگه احیانا حمله هوایی رخ داد و اونها خونه نبودن ما بچه ها بریم زیر پاگرد پله های طبقه اول و دوم چرا که چند دیوار باربر از چند جهت از زیر به پاگرد متصل بودند. وقتی سال ۶۹ زلزله رخ داد مردم که با خطر مواجه شدن به طور غریزی همه رفتن به سمت محل های امن فرضی که در خونه برای خودشون طی سالیان حملات نظامی در نظر گرفته بودن. به همین خاطر با بروز زلزله و حتی بعد از چند دقیقه از گذشت زلزله همه شوکه بودند و نمیدونستن باید سریعا از خونه خارج بشن …

و اما حرف آخر: رسیدیم به روز اول زمستون و چهلم زلزله کرمانشاه، بر حسب تجربه به نظر میرسه الان زمانی هست که زلزله زدگان فراموش میشن و هر کی میره دنبال کار خودش. امیدوارم تصمیمات درست مدیریتی بتونه هر چه سریعتر مردم اون دیار رو به روال عادی زندگی برگردونه. ان شاء الله…

سید محمد شعاری شعار

۳۰ آذر ۹۶

 

نظرات ۱

  • مریم

    ۳۰ آذر دقیقن چهلم زلزله کرمانشاه و ساعت ۲۳:۲۷ زلزله ۵٫۲ تهران وای چقدر بد بود ... خیلی ترسناک بود زلزله تهران